تستای کنکور، یه بازی با قانونای خاص
کنکور یه بازیه. ولی نه از اون بازیهایی که شانس تعیین کنن کی ببره!
اینجا تلههای تستزنی کنکور زیادن، و سؤالای تستی مثل مین وسط میدونن. اگه با دقت حرکت نکنی، میپری رو تله بعد امتیازت میپره.
یه سری سؤالا هستن که طراح دقیقاً با نیت “گیر انداختن” طراحیشون کرده؛ یعنی میخواد ببینه چقدر حواستو جمع کردی، نه فقط چقدر بلد بودی.
این همون جاییه که خیلیا اشتباه میزنن و بعد آزمون میگن: “میدونستم ولی غلط زدم!”
تلهی اول: عجلهی بیجا
بزرگترین قاتل درصد، عجلهست.
خیلیا وقتی وارد آزمون میشن، حس میکنن باید مثل ماراتندو جلو برن، سریع بخونن، سریع علامت بزنن تا وقت کم نیارن.
ولی طراح دقیقاً روی همین حساب کرده! گزینهها رو طوری میچینه که یکیشون شبیه جواب درست باشه اما توی جزئیات یه فرق ریز داره.
تو هم چون با سرعت رد میشی، اون ظریفه رو نمیبینی و اشتباه بزنی.
✅ راهکارش:
سرعت خوبه، ولی سرعت بدون تمرکز فایده نداره. بعد از خوندن سؤال، یه ثانیه مکث کن و از خودت بپرس: “من دقیقاً چی میخواد؟” همون یه ثانیه باعث میشه مغزت از حالت اتومات خارج بشه و تصمیم اشتباه نگیره.
تلهی دوم: اعتماد به نفس زیاد
یه جورایی برعکسه تلهی اول!
اینجا طراح از تو میخواد مطمئن باشی که بلدی، تا با اعتماد زیاد اشتباه بزنی.
مثلاً یه سؤال ریاضی سانتیمتر رو میلیمتر عوض میکنن، تو چون حفظی بلدی، سریع جوابو مینویسی بدون اینکه عدد دقیق رو دوباره چک کنی.
آخر آزمون که مرور میکنی، میبینی سوتی دادی، نه چون بلد نبودی بلکه چون زیادی مطمئن بودی.
✅ راهکارش:
همیشه آخر هر تست بگو: “یه بار چک کنم، مطمئنم از خودم اما نه از طراح!”
این جمله مثل ترمز عمل میکنه و نمیذاره سوتیایی که از غرور میان، درصدتو بخورن.
تلهی سوم: حدسزدن از روی حس
کنکوریها یه حس خاص دارن موقع تست زدن، انگار حس ششم!
میگن: “احساس میکنم گزینهی سوم درسته.”
ولی کنکور منطق میخواد، نه احساس.
خیلی وقتا حس اشتباه راهنماییت میکنه چون مغز براساس خاطره یا فرمولهای نصفه تصمیم میگیره.
✅ راهکارش:
قبل از انتخاب گزینه، از خودت بپرس: “من چرا دارم این گزینه رو انتخاب میکنم؟”
اگه نتونستی یه دلیل منطقی بگی، بدون داری با حس میری جلو. در اون لحظه بذار کنار و برو سراغ تست بعدی، بعد از مطالعهی دوباره برگرد. یه تست اشتباه کمتر، یعنی چند رتبه بالاتر!
تلهی چهارم: ضدحال گزینههای مشابه
وای از این تله!
طراح معمولاً دو گزینه میذاره که خیلی شبیه همان، فقط یه کلمه فرق دارن.
مثلاً “در اثر افزایش دما حجم گاز زیاد میشود” و “در اثر کاهش دما حجم گاز زیاد میشود”!
تو هم چون ذهنت روی کل جمله تمرکز کرده نه اون یک کلمه، سریع یکیو انتخاب میکنی و رد میشی.
✅ راهکارش:
یاد بگیر موقع خوندن تست، کلمه کلیدیها رو هایلایت ذهنی کنی. یعنی همون عبارتی که ممکنه جهت سؤال رو عوض کنه.
مثلاً “افزایش”، “کاهش”، “همه”، “غیر”، “به جزء”… همینا عامل فاجعهان!
تلهی پنجم: گیر کردن روی یه سؤال
چیزی که رتبهبرترها یاد گرفتن اینه که سؤالات سخت، فقط برای وقتکشی طراحی شدن.
طراح میدونست اگه ۵ دقیقه روی یه تست بمونی، ریتم ذهنت میریزه بهم و حتی تستای آسون بعدی رو هم خراب میکنی.
خیلیا میگن: “ولش کن، نمیتونم ردشم!” ولی مغزشون عمل نمیکنه و با لجبازی ادامه میدن تا بالاخره غلط بزنن.
✅ راهکارش:
قانون طلایی رتبهها: هر سؤال سختی که بعد از یک دقیقه نمیتونی طرح ذهنی براش بسازی، ردش کن. علامت بزن و برو جلو.
تست سخت رو توی دور دوم بزن، نه موقعی که مغزت هنوز گرم نشده.
تلهی ششم: خودسانسوری ذهنی
یه مدل جالب از خطای فکریه.
مثلاً یه تست فیزیک داری، ذهن تو جوابو میدونه ولی چون قبلاً از اون مبحث غلط زده بودی، شک میکنی و گزینهی دیگه رو میزنی. بعد میفهمی همون اول درست حدس زدی.
اینجا طراح کاری نکرد؛ خودت مغزتو محدود کردی.
✅ راهکارش:
به جواب اولت با اعتماد منطقی نگاه کن، نه احساسی.
اگه دلیل علمی داری واسه انتخاب، همونو بزن؛ حتی اگه قبلاً اشتباه کرده بودی. مغز فقط با تمرین به ثبات تصمیمگیری میرسه.
تلهی هفتم: خستگیِ ذهنی
طراح خیلی زرنگه، میدونه اواخر آزمون انرژی مغز پایینه، پس سؤالای آخر معمولاً پر از جزئیات ریزن که تمرکزت رو تست میکنن.
خیلیا درصدشون همینجا سقوط میکنه، چون ذهنشون رفته روی حالت “فقط تمومش کنم.”
✅ راهکارش:
در طول آزمون ذهن رو شارژ نگه دار. مثلاً بعد از هر ۲۰ تست یه نفس عمیق بکش، یه جرعه آب بخور، چشما رو ببند چند ثانیه.
با همین کار ساده مغزت رفرش میشه، و کیفیت آخر آزمونت مثل اولش میمونه.
تلهی آخر: فریب گزینهی “بهنظر درست”
این تلهی نهایی و محبوبه!
طراح گزینهای میذاره که از نظر ظاهری خیلی درست و منطقی به نظر میرسه، ولی از نظر علمی یه ایراد کوچیک داره.
هدفش اینه که ببینه کی فقط حفظ کرده و کی واقعا فهمیده.
✅ راهکارش:
یاد بگیر تو تستها دنبال ایراد علمی بگردی، نه زیبایی ظاهری گزینه.
خودت رو با سؤال محک بزن: “آیا میتونم برای این گزینه یه مثال علمی واقعی بزنم؟”
اگر نتونستی، احتمالاً دام طراحه.
جمع-بندی
تستای کنکور فقط بلد بودن نمیخوان، بلد بودنِ با کنترل ذهن میخوان.
طراح ازت نمیپرسه چیزی میدونی یا نه؛ ازت میپرسه موقع فشار، چقدر از دانشت درست استفاده میکنی.
هر بار که تست زدی و اشتباه کردی، به جای حرص خوردن، دنبال تلهش بگرد و اسمش رو بنویس.
یه دفتر کوچیک بساز به اسم “تلههای تستزنی کنکور و سوتیهای من.” بعد از یه ماه، میفهمی بیشتر تیرای اشتباه تکراری بودن — و با تمرین، دیگه گیر نمیکنی.