سلام به همه گاماس بیستی های عزیزم
امیدوارم حال دلتون عالیعالی باشه.
امروز اومدم با یه مصاحبه خفن ۴۰۴ی
از این به بعد مثل هرسال مصاحبه هارو خواهیم داشت و میدونم که شما خیلی استقبال میکنید ازشون.
این بار اومدیم با مصاحبه با زهرای عزیز که چون مامانش معاون مدرسشون بود مجبور شد تا لحظه آخر مدرسه رو بره.
+ زهرا جان خودت رو معرفی میکنی تا بچهها باهات آشنا بشن؟
_ زهرا امیرسلیمانی هستم، رتبهٔ ۱۱۳ تجربی.
+ خب زهرا جان اولین سوالم در مورد کنکوره؛ تو همون سال اول تونستی نتیجه دلخواهت رو بدست بیاری و در عین حال تا آخرسال مدرسه هم میرفتی. میتونی توضیح بدی که وقتی مدرسه میرفتی چطوری زمانت رو مدیریت میکردی؟ روزهایی که مدرسه میرفتی چند ساعت مطالعه داشتی؟ و بازههای مطالعاتیت چطور بود؟
_ من بخاطر اینکه مادرم از کادر مدرسه بود درواقع معاون مدرسمون بود مجبور بودم برم مدرسه، بنظرم اگر کسی مدرسه رو یه چالش بدونه و همیشه دغدغه و ناراحتی بابتش داشته باشه، روند درس خوندنش سخت میشه؛ اما اگر بتونه از مدرسه استفاده کنه، خیلی به نفعشه. من خودم با دوستام سعی میکردیم توی کلاسهایی که بهنظرمون مفید نبودن، کتاب تست ببریم و تست حل کنیم و همونجا اشکالهامون رو از هم میپرسیدیم و رفع اشکال میکردیم.
وقتی هم میرسیدم خونه، توی بازههای حدودا یک و نیم ساعته مطالعه میکردم، و مجموعاً در روزهایی که مدرسه میرفتم حدود شش ساعت مطالعه داشتم، یعنی از زمان مدرسه هم استفاده مفید میکردم.
+ با این حساب یکی از موضوعاتی که توی مصاحبت بولد شد الان، تأثیر دوستان روی روند مطالعاتیه. در مورد این موضوع توضیح میدی؟ چقدر تأثیر داره و توصیت به بچهها چیه؟
_ ببینید، آدمها متفاوتن. کسایی که مدرسه نمیرن معمولاً روند روتینتری دارن و ارتباط اجتماعی کمتری دارن و فقط با مشاور در ارتباطن. اما اون هایی که مدرسه میرن باید خیلی در انتخاب دوستهاشون حساس باشن، چون ناخواسته دوست ها توی روند ادم تأثیر میذارن. دوست خوب میتونه همراه باشه، انگیزه بده، منابع و استادها رو باهم شیر کنن و اشکالاتشون رو با هم دیگه رفع کنن؛ اما عکسش هم وجود داره بچها و دوست نادرست هم روند یک دانشآموز رو خراب کنه و حتی باعث عقبافتادنش بشه. پس دوستاتون رو با حساسیت انتخاب کنید و اگر ممکنه از لحاظ درسی به هم نزدیک باشین تا بتونین به همدیگه کمک کنین.
+ طبق تجربت ایدهآلگرایی و کمالگرایی چطوریه؟ تو خودت اینطوری بودی؟ و چه توصیهای به بچها داری؟
_ کمالگرایی تا یه حدی مفیده؛ چون انگیزه میده که خودت رو بکشونی بالا. اما از یه جایی به بعد بسیار آزاردهنده میشه و باعث میشه احساس کنی همیشه ناکافی هستی. من توصیه میکنم هر کسی خودش رو فقط با خودش مقایسه کنه، نه با دیگران یا رتبههای سالهای قبل.
هر کسی شرایط و فاکتورهای متفاوتی داره؛ استعداد، پایه، منابع، شرایط و صرفا ساعت مطالعه تو نتیجه نهاییت رو تعیین نمیکنه. و من میشنیدم که بعضیها توی سال کنکورشون ۱۳ ساعت مطالعه داشتن؛ من اصلاً وارد اون مقایسهها نمیشدم چون میدونستم شرایط هرکسی متفاوته. بهتره مسیر خودت رو بری و کمالگرایی مخرب رو کنار بذاری.
+ به عنوان سوال اخر مدیریت استفاده از گوشی و فضای مجازیت چطور بوده؟ و توصیت در این مورد به بچها چیه؟
_ هر کسی نیازش فرق داره با گوشی، اما برای من موثرترین کار این بود که بیشتر مطالعاتم رو با لپتاپ انجام میدادم و بعد از نهایی یازدهم، گوشیم رو عملاً خاموش گذاشتم و کنار گذاشتم تا درگیر حواشی نشم. اگر لازم بود تماس یا کاری با گوشی انجام بدم، از گوشیِ مادرم استفاده میکردم تا خودم وسوسه نشم. توصیم به بچها هم اینه که تا حد امکان فاصله بگیرین؛ اگر نمیتونین گوشی رو کامل بذارین کنار، حداقل شبکههای اجتماعی رو مدیریت یا حذف کنین چون ذهن رو درگیر میکنه و تایم مفید مطالعاتی رو میخوره. و یادتون نره که استفاده از گوشی تحت عنوان آموزش اوکیه، اما مراقب باشین بهانه نشه برای وقتگذرونی و به حاشیه کشیدنتون.