الان حذفیات بدم یا نه؟
بیا روراست باشیم؛ از آذر که رد میشی، یکی از سؤالهای تکراریای که هر روز تو مغز هر کنکوری میچرخه اینه:
«از الان حذفیات بدم یا نه؟ اصلاً لازمه چیزی رو حذف کنم، یا حذف یعنی گند زدن به کل پروسه؟»
این سؤال انقدر تکرار میشود که تبدیل میشود به یک دغدغه دائمی، انگار کنکور نه جنگ تست و زمان، بلکه جنگ با ترس حذف کردن است. واقعیت اینه که «حذف کردن» تو ذهن اکثر بچهها یه معنی منفی داره، انگار داری کم میاری. ولی تو نگاه حرفهایها، حذف کردن همیشه معنیش فرار نیست؛ بعضی وقتا استراتژیه. بعضی وقتا بارِ اضافیه که باید انداختش زمین تا بتونی اون چیزی که مهمتره رو قویتر برداری. پس نه حذف همیشه خوبه، نه همیشه بده. نکته اینه که کی، چی، چطور و چرا حذف بشه.
بذار از پایه شروع کنیم تا بهتر روشن بشه داستان چیه :
تو کنکور ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، با توجه به ساختار جدید، چیزی که بازی رو تعیین میکنه «وزن درسها و کیفیت درصد تو زمان محدود»ه. تو این فرمت، تو اسفند و فروردین میفهمی که بزرگترین قاتل روحیه کنکوری چیه؟ نه سختی سؤالها. نه بیحوصلگی. بلکه «درسهای نیمهکاره».
درسهایی که نه خوندیش، نه حذفش کردی. اون وسط ولشون کردی، شبیه یه تب ۳۷ درجهای که جونتو نمیگیره، ولی خب نمیذاره زندگی کنی. نه خوب میشی، نه میمیری. دقیقاً همین حالت توی درسخواندن خطرناکترینه.
پس سؤال واقعاً این نیست که «حذف کنم یا نه؟»
سؤال اینه که چیزایی که میذارم بمونه، ارزش جنگیدن داره؟ یا فقط داری از ترسِ حذف کردن، یه حجم بیمصرف با خودت میکشی؟
حالا بیا قدمبهقدم نگاه کنیم ببینیم حذف کردن از آذر درسته یا نه :
اول از همه: اگر حجم درسهات استاندارده، اگر تا الان پایه زدی، اگر هر مبحث براش وقت گذاشتی، اگر تو ریتم مطالعه افتادی، حذف کردن از آذر معمولاً منطقی نیست. چرا؟
چون تو هنوز به نقطه فشردهسازی نرسیدی. هنوز به اون مرحلهای نرسیدی که لازم باشه بخشهایی رو بندازی دور تا بخشهای دیگر رشد کنن. هنوز نفهمیدی آخر کار واقعاً چه چیزایی به نفعت بود. تو هنوز حتی چند دور حلقه مرور رو نبستی. کسی که دور اول و دوم رو درست نبسته، اصلاً نمیتونه بفهمه چی وزن دارد و چی ندارد. پس حذف در این مرحله بیشتر از سود، ضرر دارد.
اما اگر وضعیتت این شکلیه:
– فصلهایی داری که چند ماهه نگاهشون نکردی
– هر دفعه شروع میکنی، نمیفهمیشون
– حجمشون به شدت زیاده
– و درصد ریاضی/شیمی/عربی/زیستت هنوز زیر ۳۰ تا ۴۰ درصده
اینجاست که باید فکر کنی: «آیا ارزش داره اینهمه وقت بذارم که یک مبحث رو ۴۰ بزنم؟ یا این زمانو بذارم برای ۸ مبحث دیگه که میتونم به ۷۰ برسونمشون؟»
اینجا حذف کردن اسمش کم آوردن نیست. اسمش مدیریت بازدهه. اسمش اینه که تو داری از نگاه آزمونمحور به قضیه نگاه میکنی، نه از نگاه درسی و احساسی. کنکور جای احساسات نیست؛ جای حساب و کتابه. باید ببینی کجای مسیر بیشترین سود رو بهت میده.
یه حقیقت تلخ ولی واقعی:
۹۰٪ کسایی که اسفند ماه افسرده میشن، دقیقاً همونا هستن که آذر و دی نتونستن تصمیم بگیرن.
نتونستن بفهمن کدوم مباحث رو باید ول کنن تا برای بقیه انرژی داشته باشن.
نتونستن مرز بین «حذفِ درست» و «فرار از سختی» رو تشخیص بدن.
حالا بیا از یه زاویه دیگه بگم :
تو کنکور، شبیه رانندگی نیست که بگی «کل مسیر رو باید بلد باشم». تو کنکور، یه بخشیش اینه که کدوم مسیرها رو نمیری. اینکه انتخاب میکنی کجا وقت بذاری و کجا نه، خودش بخش بزرگی از موفقیت توئه.
مثلاً عربی:
اگه قواعد رو کامل داری، ولی ترجمهت افتضاحه، آیا از الان باید بری ترجمه رو بشکافی؟ یا منطقیتر اینه که قواعد رو ۸۵ کنی و ترجمه رو در حد نجاتی نگه داری؟
تو زیست:
اگه فصل «میکروبیولوژی» یا «ژنتیک جمعیت» هرچقدر خوندی تو ذهنت نمیمونه، میشه اصلاً ولش کرد؟ یا باید سبکترش کرد تا تو دور جمعبندی حداقل نسخهی خلاصهش رو بزنی؟
تو ریاضی:
ممکنه مثلثات برات زخم قدیمی باشه. این انتخابه که: کل انرژی رو بذاری برای شکستنش، یا از الان استراتژی بزنی و بگی من به جاش مشتق و احتمال و تابع رو میکوبم بالا که ضرایب بیشتری دارن.
یه قانون طلایی وجود داره:
حذف باید منطقی، حسابشده و همراه با جایگزین باشه.
اگر چیزی رو حذف میکنی، باید دقیق بدونی به جاش کدوم مهارت یا مبحث رو تقویت میکنی که امتیازت از نظر کنکوری بیشتر بشه.
اما یه چیز مهمتر:
هیچکس حق نداره از آذر یه درس کامل رو حذف کنه.
مثلاً عربی رو کامل حذف کنم؟ یا ریاضی رو حذف کنم تا بقیه درسها خوب بشه؟
نه.
این حذف نیست؛ این خودکشی کنکوریاست.
چیزی که میتونی حذف کنی باید یا فصل باشه، یا مبحث باشه، یا بخش کوچیک قابل جبران.
نه ستون اصلی درس!
پس تکلیف چیه؟
از الان بشین همه مبحثها رو لیست کن. خیلی ساده. بعد سه رنگ بده:
– سبز = میفهمم، میتونم بخونم، پیشنیازش رو دارم
– زرد = میدونم باید روش وقت بذارم، ولی میشه
– قرمز = نه پایهشو دارم، نه وقتشو، نه بازده داره
بعد قانون اجرا کن:
از سبزها بزن بالا.
زردها رو تبدیل کن به سبز با برنامهی خرد.
قرمزها رو فعلاً فریز کن.
نه حذف کامل. نه مخالفت احساسی. فقط فریز.
یعنی الان نمیخونمش، ولی تو دوران جمعبندی نسخهی خلاصهاش رو از یه منبع سبک میخونم که حداقل سؤالهای آسونشو بتونم بزنم.
این میشه «حذف اصولی».
نه حذف کامل.
نه پاک کردن.
نه فرار.
یادت باشه:
کنکور بازیِ مدیریت انرژیه.
نه بازی جنگیدن با همه چیز.
اونایی قبول میشن که میفهمن چی براشون ارزش هزینهکردن داره.
یه توصیه آخر:
اگر الان سردرگمی و نمیدونی چی رو حذف کنی، یه روش آسون دارم:
۱. از هر درس ۱۰ تا تست ترکیبی بزن.
۲. هر جا اشتباه کردی، علامت بزن که این مبحث برای تو خطرناکه.
۳. بعد ببین آیا این مبحث ارزش زمانی داره یا نه.
اگه وقت زیاد میگیره و بازده کم میده، فریزش کن.
پس جمعبندی حرفم:
از آذر حذف نکن، مگر حذفهای تاکتیکی.
از آذر حذف کردن دلی ممنوع.
از آذر حذفکردن احساسی ممنوع.
ولی از آذر تصمیمگرفتن حرفهای کاملاً لازمه.
تو باید بدونی جنگ اصلی رو کجا میخوای ببری.
نه اینکه همهجا سرباز پخش کنی و همهچیز نصفه بمونه.